شادى نفيسى

24

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

نگرش مسلمانان به دانش جديد ( اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم ) تاريخ مسلمانان را همچون تاريخ هر امتى ، فرودها و فرازها رقم زده‌اند . جهان اسلام در قرون اوليهء خود جامعه‌اى قوى ، جوان ، مستعد و پيشرو بر پايهء تعاليم اسلام بود با روحى پر تكاپو براى حركت به سوى جنگ و پيروزى و روحيه‌اى سرشار از كنجكاوى و عشق به آموختن دانش و آزموده‌هاى جديد . از همين رهگذر ، مسلمانان تمدنى درخشان آفريدند ، در زمينهء دانش و كارشناسى ، پايه‌اى و الا يافتند و بر گنجينه‌هاى دانش بشرى افزودند ، « 1 » از علوم تجربى گرفته تا اخلاق ، فقه ، حقوق ، فلسفه ، ادبيات ، مكانيك ، شناخت بيمارىها و كشف داروهاى تازه ، نظام‌هاى سياسى ، آداب معاشرت فردى و صنفى ، سنت دانشگاهى ، تربيت و نگاهدارى پرندگان و دامدارى ، استخراج آب‌هاى زيرزمينى و اصول آبيارى ، آداب كشوردارى ، كشاورزى و . . . . « 2 » اما به تدريج و به ويژه در اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم ، جامعهء مسلمانان فضايى بسيار متفاوت را تجربه كرد . ديگر نه از روح حماسى قرن اول خبرى بود « 3 » و نه از اشتياق به آموختن ، نه از قدرت و عزّت « 4 » و نه از علم و دانش . مسلمانان به ركود

--> ( 1 ) . سيد ابو الحسن على ندوى ، ارزيابى تمدن غرب ، ترجمه و اقتباس سيد محمد ثقفى و على اكبر مهدىپور ، ص 65 ؛ عبد الهادى حائرى ، « امپراتورى عثمانى و دو رويهء تمدن بورژوازى غرب » ، مجلهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد ، دورهء هيجدهم ، شمارهء دوم ( تابستان 1364 ) ، « ضميمه » ، ص 4 . ( 2 ) . براى تفصيل بيش‌تر ، ر . ك : محمد رضا حكيمى ، دانش مسلمين . ( 3 ) . سيد ابوالحسن على ندوى ، ارزيابى تمدن غرب ، ص 66 . ( 4 ) . عفت محمد الشرقاوى ، الفكر الدينى فى مواجهة العصر ، ص 87 .